تبليغاتX
عطر گل مریم
 
عطر گل مریم
 
 

کاری نکن که در این سردی و دلگیری پاییزی تنهای، تنها شوم !

تو كه نميخواهي من زير نم نم باران  ،

روي برگ هاي ريخته شده  در كف خيابان ،

در غروب سرد پاييز  فقط با خيالت  از اول خيابان ولي عصر تا انتهاي آن قدم بزنم !

تو كه نميخواهي كاري كني كه من فقط با خيالت باشم ! ميخواهي ؟؟

 

آن‌قدر خلاف موج  شنا خواهم كرد

تا رودخانه مسيرش را عوض كند


يا غرق شوم

در خوابي

كه براي تو ديده‌ام

( شهاب مقربين )

 

  نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 9:20  توسط غریبه  | 
 

 

می خواهم از مدار چشمانت

به

استوایی ترین نقطه آغوشت برسم ..............

 

بیا که بی دست تو

نوازش هم شکنجه است . . .

 

(رویا وکیلی )

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 8:24  توسط غریبه  | 
 

شیرین ترین قسمت زندگی ام

 

چشم های عسلی توست . . . .

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 10:13  توسط غریبه  | 
 

بیا مانند کودکی از روی تمامی خانه های زندگی با یک پرش گذر کنیم !

در خانه ی آخر  من و تو با هم برنده می شویم  !

 

زنگ می‌زدی
یک تلفن کوچک
دو دقیقه‌ای وسایلم را جمع می‌کردم
مداد و مسواک و مسکن
نه
مسکن هم بر نمی‌داشتم
دامن و لباس خواب فقط
بعد
سفر که نه
گم می‌شدیم

 

سارا محمدی اردهالی

  نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 10:18  توسط غریبه  | 
 

در را بگشای چشم های پشت پنجره بی قرار توست ..........

 

 

درشکه ای می خواهم سیاه


که یاد تو را با خود ببرد


یا نه


نه


یاد تو باشد مرا با خود ببرد
.

کیکاووس یاکیده

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 9:54  توسط غریبه  | 
 

حركت آهسته و كند عقربه ها

وقتي تو نيستي  روي دلم  سنگيني ميكند .

من از افسانه ها پریده ام بیرون

تمام راه را لی لی آمده ام

قدمی یک بار زمین خورده ام

و از سر انگشتانم ترانه می چکد

من دختر ققنوسم

از خاکسترم عشق شما جان می گیرد

( مهديه لطيفي )

  نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 9:33  توسط غریبه  | 
 

تقويم را ورق ميزنم  .

ميخواهم تمام خاطرات قشنگ را لابلاي صفحه هاي تقويم جستجو كنم !

رد پاي عشق   ، حضور سبز اميد ، بوسه هاي دلنشين ، نگاه خيره ي من و تو

غروب خورشيد ، صداي مواج آب ، حركت ثانيه ها ، تصميم به گذشتن

جدايي ، دلتنگي ، انتظار و آخرين ورق  نداشتن تو ...........

دايره تاريک فنجان فال

عکس فانوس ستاره و عطر اطلسي افتاده است!

شايد شروع نور نشانه يي از بازگشت نگاه گرم تو باشد!

بايد به طراوت تقويم هاي کهنه سفر کنم!

تقويم ناب ترين ترانه نمناک!

تقويم سبزترين سلام اول صبح

تقويم دور ديدار بوسه و دست...

شايد در ازدحام روزها

يا در انتهاي همان کوچه شاد شمشادها

شاعري دلشکار را ببينم

که شيرين ترين نام جهان را زير لب تکرار مي کند

و تلخ مي گريد!

                                                                               یغما گلرویی

 

  نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 14:13  توسط غریبه  | 
 

گرمی مرداد نگاهت باز مرا در خود  گرفته !

 

گره کور دستهایت را در میان دستهایم دوست دارم !

وقتی هیچ دندانی هم نمی تواند بازشان کند.......

  نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 9:34  توسط غریبه  | 
 

لحظه های با تو بودن را چگونه وصف کنم ؟

وقتی مست از حضورت و گرم از نگاهت مثل شاخه ي خشك درختي بيش از هزار بار جوانه ميزنم ! 

راستی لحظه های با تو بودن را چگونه وصف کنم ؟؟

من شاعرم

و تو خود شعر

بخند

تا دیوان چشمهایت را

کتابی کنم پر از عشق

( كامران فريدي )

لب‌های شکل خنده‌ات را

خدا کجای چشمهای من جا کرده است

که هر نمازم

به اقتدای توست ؟!

( كامران فريدي )

  نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 17:42  توسط غریبه  | 
 

عاشقانه كه در آغوشت مي خوابم ،

خواب عاشق ترين چلچله ي  دنيا را مي بينم

كه آزاد و رها به سوي آسمان آبي در حال پرواز است .

بر من بپيچ و با من باش  كه دلم خواب عاشقانه ميخواهد ............

قشنگ یعنی چه ؟

ــ قشنگ یعنی تعبیر عاشقانۀ اشکال

و عشق ، تنها عشق

ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس.

و عشق ، تنها عشق

مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد .

مرا رساند به امکان یک پرنده شدن .

 

( سهراب سپهري )

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 16:9  توسط غریبه  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM